تبليغاتX
مهربونم ...

مهربونم ...

سلام به همه ی دوستای گلم ..حالتون خوبه ؟؟ من که بعد داربی دیروز خیلی خوشحالم ...می دونین چرا؟؟

یه باره دیگه دستای خدا رو که پرسپولیسو بغل کرد دیدم ..به خود مهربونش دیدم ...

خلاصه این که این مساوی واسه پرسپولیس حکم برد داشت ..در واقع :

بهترین تیم تاریخ استقلال ۱       پرسپولیس ۱

بیخیال ولنتاین رو هم به همه ی عاشقای واقعی تبریک میگم  یه شعر خیلی قشنگم دارم که به

همه ی دوستای گلم هدیه می کنم :

بنام خداوند عشق و هستی

 

عشق را وارد کلام کنیم

تا به هر عابری سلام کنیم

 

و به هر چهره ‌ای که تبسم داشت

ما به آن چهره احترام کنیم

 

هر کجا اهل مهر پیدا شد

ما در اطرافش ازدحام کنیم

 

چشم ما چون به سرو سبز افتاد

بهر تعظیم او قیام کنیم

 

گل و زنبور دست به دست دهند

تا که شهد جهان به کام کنیم

 

این عجایب مدام در کارند

تا که ما شادی مدام کنیم

 

شهره زنبور گشته است به نیش

ما از او رفع اتهام کنیم

 

علفی هرزه نیست در عالم

ما ندانیم و هرزه نام کنیم

 

زندگی در سلام و پاسخ اوست

عمر را صرف این پیام کنیم

 

در عمل باید عشق ورزیدن

گفتگو را بیا تمام کنیم

 

عابری شاید عاشقی باشد

پس به هر عابری سلام کنیم

 

دلاتون آکنده از شادی و لذت ...واسه آبجی دعا کنین هاا

+ نوشته شده در شنبه 26 بهمن1387 7:44 بعد از ظهر توسط فاطمه |


باید عاشق زندگی بود.... باید عاشق مردم بود....

تو دنیا چیزای زشت و بد زیادن ولی....... بیشتر از اونها چیزهای زیبا و خوب وجود داره

بیش از نیازمون عشق هست .... بیش از نیازمون لذت هست.....

همه چیز زیباست اگر........ فکر تو زیبا باشه درون تو زیبا باشه......

 بچه ها لبخند قشنگ ترین هدیه ایه که می تونین به عزیزتریناتون هدیه کنین ! پس لباتون آکنده از خنده و دلاتون آکنده از عشق و لذت باشه

+ نوشته شده در دوشنبه 30 دی1387 11:3 بعد از ظهر توسط فاطمه |


سلام به دوستای گلم ..

امشب اومدم دوباره واسه این مدتی که نبودم عذر بخوام ..امتحانا امروز تموم شده و پرسپولیسم که دیروز برد و خب منم

خیلی خوشحالم !

در این دنیای خاکی و در این جهان پهناور جایی برای تو هست که وسعت آن به اندازه ی زیبایی آفرینش خداست !

خیلی دوستون دارم ! همیشه موفق بمونین

+ نوشته شده در شنبه 28 دی1387 8:42 بعد از ظهر توسط فاطمه |


قلب كورش شكست و فرشته گریست! ============== روزی کوروش در حال نیایش با خدا گفت:خدایا به عنوان کسی که عمری پربار داشته و جز خدمت به بشر هیچ نکرده از تو خواهشی دارم.آیا میتوانم آن را مطرح کنم؟خدا گفت:البته! _از تو میخواهم یک روز،فقط یک روز به من فرصتی دهی تا ایران امروز را بررسی کنم.سوگند میخورم که پس از آن هرگز تمنایی از تو نداشته باشم. _چرا چنین چیزی را میخواهی؟به جز این هرچه بخواهی برآورده میکنم، اما این را نخواه. _خواهش میکنم.آرزو دارم در سرزمین پهناورم گردش کنم و از نتیجه ی سالها نیکی و عدالت گستری لذت ببرم.اگر چنین کنی بسیار سپاسگذار خواهم بود و اگر نه،باز هم تو را سپاس فراوان می گویم. خداوند یکی از ملائک خود را برای همراهی با کوروش به زمین فرستاد و کوروش را با کالبدی،از پاسارگاد بیرون کشید.فرشته در کنار کوروش قرار گرفت.کوروش گفت: ((عجب!اینجا چقدر مرطوب است!)) و فرشته تاسف خورد. _میتوانی مرا بین مردم ببری؟میخواهم بدانم نوادگان عزیزم چقدر به یاد من هستند. و فرشته چنین کرد.کوروش برای اینکار ذوق و شوق بسیاری داشت اما به زودی ناامیدی جای این شوق را گرفت.به جز عده ی اندکی،کسی به یاد او نبود .کوروش بسیار غمگین شد اما گفت:اشکالی ندارد.خوب آنها سرگرم کارهای روزمره ی خودشان هستند.فرشته تاسف خورد. در راه میشنید که مردم چگونه یکدیگر را صدا میزنند:عبدالله!اكبر!... _هرگز پیش از این چنین نام هایی نشنیده بودم!!! فرشته گفت:این اسامی عربی هستند و پس از هجوم اعراب به ایران مرسوم شدند. _اعراب؟!!! _بله.تو آنها را نمیشناسی.آخر آن موقع که تو بر سرزمین متمدن و پهناور ایران حکومت میکردی،و حتی چندین قرن پس از آن،آنها از اقوام کاملا وحشی بودند. کوروش برافروخت: یعنی میگویی وحشی ها به میهنم هجوم آورده و آن را تصرف کردند؟!پس پادشاهان چه میکردند؟!!! فرشته بسیار تاسف خورد. سکوت مرگباری بین آنها حاکم شده بود.بعد از مدتی کوروش گفت:تو می دانی که من جز ایزد یکتا را نمی پرستیدم.مردم من اکنون پیرو آیینی الهی هستند؟ _در ظاهر بله! کوروش خوشحال شد: خدای را سپاس! چه آیینی؟ _اسلام _چگونه آیینی است؟ _نیک است وکوروش بسیار شاد شد. اما بعد از چندین ساعت معنی در ظاهر بله را فهمید ......... _نقشه فتوحات ایران را به من نشان می دهی؟ می خواهم بدانم میهنم چقدر وسیع شده. وفرشته چنین کرد. _همین؟!!! کوروش باورش نمی شد. با نا باوری به نقشه می نگریست. _پس بقیه اش کجاست؟ چرا این سرزمین از غرب و شرق و شمال و جنوب کوچک شده است؟!!! و فرشته بسیار زیاد تاسف خورد. _خیلی دلم گرفت ، هرگز انتظار چنین وضعی را نداشتم. میخواهم سفر کوتاهی به آنسوی مرزها داشته باشم و بگویم ایران من چه بوده شاید این سفر دردم را تسکین دهد. فرشته چنین کرد، تازه به مقصد رسیده بودند که با مردی هم کلام شدند.پس از چند دقیقه مرد از کوروش پرسید:راستی شما از کجا می آیید؟ کوروش با لبخندی مغرورانه سرش را بالا گرفت و با افتخار گفت: ایران! لبخند مرد ناگهان محو شد و گفت : اوه خدای من، او یک تروریست متحجّر است! عکس العمل آن مرد ابدا آن چیزی نبود که کوروش انتظار داشت. قلب کوروش شکست. _مرا به آرامگاهم باز گردان. فرشته بغض کرده بود: اما هنوز خیلی چیزها را نشانت نداده ام، وضعیت اقتصادی، فساد، پایمال کردن ............. کوروش رو به آسمان کرد و گفت: خداوندا مرا ببخش که بیهوده بر خواسته ام پافشاری کردم، کاش همچنان در خواب و بی خبری به سر می بردم. و فرشته گریست

+ نوشته شده در سه شنبه 26 شهریور1387 6:24 بعد از ظهر توسط فاطمه |


حسش میكنی؟ دوباره همون حال و هوای عجیب! حال و هوای عجیبی كه موقع اون ربنای دو افطار بهت دست میده حال و هوای غریبی كه تو سحر داری حال و هوای خوردن گرما و نخوردن آب! حال و هوای سریال های بعد افطار حال و هوای خوردن چای خوشمزه بعد افطار با خرما و زولبیا بامیه حال و هوای وایسادن تو صف حلیم واسه افطار حال و هوای رفتن خونه فك و فامیلا واسه افطار حال و هوای قشنگ بعد نماز صبح حال و هوای اون سكوت غریب سحر شب های قدر حال و هوای اون حرفایی كه با خدا میزنی با چشمای گریون تو شب های قدر حال و هوای... داره میادا!! حواست هست؟!

+ نوشته شده در سه شنبه 12 شهریور1387 4:52 قبل از ظهر توسط فاطمه |


اگر زندگی را اثر هنری خویش بدانیم هر لحظه لحظه آفرینش است  می توانیم به اختیارها و انتخابهایی متفاوت بنگریم و به کاری تازه و رضایت بخش تر  دست بزنیم .هر لحظه مجالی تازه برای  تصمیمی تازه است

ترجيح مي دم روي موتورسيكلتم باشم و به خدا فكر كنم تا اينكه تو كليسا باشم و به موتورسيكلتم فكر كنم .            

          مارلون براندو

 

+ نوشته شده در شنبه 2 شهریور1387 8:9 قبل از ظهر توسط فاطمه |


هر روز صبح در آفریقا آهو از خواب بیدار میشود كه میداند باید از شیر تندتر بدود تا طعمه او نشود و شیر كه میداند كه باید از آهو تندتر بدود تا گرسنه نماند مهم نیست كی شیر باشد یا آهو مهم آن است كه با طلوع آفتاب با تمام توان شروع به دویدن... در کتاب قطور زندگی، سطری باشیم ماندنی ، نه حاشیه ای از یاد رفتنی هر وقت تو زندگی شکست خوردی سعی کن ازش درس بگیری وچیزای جدیدبیامزی.چون یه نوزاد وقتی به دنیا میاد چیزای جدیدی یاد میگیره پس هر وقت شکست خوردی ناراحت نشو چون تازه متولد شدی .تولدت مبارک بچه ها گلی جوون با کلی معذرت دوباره اومده...می خواد که تحویلش بگیریناااا راستش بعد بازی پرسپولیس (توضیح ندم بهتره) زیاد حالشو نداشتم آپ کنم! عوضش با یه آپ قشنگ اومدم و ...هیچی دیگه شاد باشین!

+ نوشته شده در چهارشنبه 30 مرداد1387 9:25 بعد از ظهر توسط فاطمه |


عشق است پرسپولیس

سلام به همه بروبچز سرخ دل !

بچه ها تبرریک!

 

 

FROGS

قورباغه ها
 
Once upon a time there was a bunch of tiny

frogs.... Who arranged a running competition.

 

روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با

هم مسابقه ی دو بدند .

 

The goal was to reach the top of a very high tower.


هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود .

 

A big crowd had gathered around the tower to see

 the race and cheer on the contestants. .

جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند

...

 

The race began.... 

و مسابقه شروع شد ....

 

Honestly,no one in crowd really believed that the

 tiny frogs would reach the top of the tower.

 
راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این

کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند .

 

You heard statements such as:

شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید:


'Oh, WAY too difficult!!'


' اوه,عجب کار مشکلی !!'


'They will NEVER make it to the top.'


'اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند
.'

or: 


یا :

'Not a chance that they will succeed. The tower is

 too high!'


'
هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه !'

 

The tiny frogs began collapsing. One by one....

 
قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند...

 

Except for those, who in a fresh tempo, were

 climbing higher and higher....

 
بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند ...


The crowd continued to yell,  'It is too difficult!!! No

 one will make it!'

 
جمعیت هنوز ادامه می داد,'خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه !'
 
More tiny frogs got tired and gave up....

 
و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف

...

But ONE continued higher and higher and

higher....

ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر ....


This one wouldn't give up!


این یکی نمی خواست منصرف بشه !

 

At the end everyone else had given up climbing the

tower. Except for the one tiny frog who, after a big

 effort, was the only one who reached the top!


بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه

کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید !


THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to

know how this one frog managed to do it?

 
بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو

انجام داده؟

A contestant asked the tiny frog how he had found

 the strength to succeed and reach the goal?

 
اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن

رو پیدا کرده؟

 

It turned out....

 
و مشخص شد که ...


That the winner was DEAF!!!!

 
برنده ی مسابقه کر بوده !!!
 
The wisdom of this story is:

 
Never listen to other people's tendencies to be

 negative or pessimistic. ...   because they take your


most wonderful dreams and wishes away from you

 -- the ones you have in

 

your heart!


Always think of the power words have.


Because everything you hear and read will affect

 your actions!


نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که:

هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون

اونا زیبا ترین رویاها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند--چیز هایی

که از ته دلتون آرزوشون رو دارید!

همیشه به

قدرت کلمات فکر کنید .

چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر

میگذاره

Therefore:

 
پس:


ALWAYS be....

 
همیشه ....


POSITIVE!


مثبت فکر کنید !


And above all:


و بالاتر از اون


Be DEAF when people tell YOU that you cannot

 fulfill your dreams!


کر بشید هر وقت کسی خواست به شما  بگه که به آرزوهاتون نخواهید

رسید !


Always think:


و هیشه باور داشته باشید :

God and I can do this!


من همراه خدای خودم همه کار می تونم بکنم

 

Most people walk in and out of your life......but

FRIENDS Leave footprints in your heart

  
 
آدم های زیادی به زندگی شما وارد و از اون خارج میشن... ولی

دوستانتون جا پا هایی روی قلبتون جا خواهند گذاشت

 

*موفق باشی

 

+ نوشته شده در شنبه 19 مرداد1387 10:42 بعد از ظهر توسط فاطمه |


هرگاه بندگان من از تو درباره من بپرسند، بدانند که من به آنان نزدیکم ، دعای دعا کننده را آنگاه که مرا بخواند، اجابت می کنم، پس باید دعوت مرا بپذیرد و به درگاه من دعا کند و به من ایمان بیاورند که دعایشان را اجابت می کنم، امید آنکه در دعایشان به درگاه خدا راهیاب شوند(آیه 186 سوره بقره)

سلام ..سلام

خوفین همه؟؟؟وای بچه ها خیلی خوشحالم پرسپولیس امروز برد و

یه بار دیگه پرسپولیس، یه بار دیگه پرش بلند امپراطور

 یه بار دیگه پرسپولیس، یه بار دیگه خنده های روحیه بخش عقاب

یه بار دیگه پرسپولیس، یه بار دیگه جدیت توام با صمیمیت افشین با تعصب

چه کادری بود کادر فنی پرسپولیس...

یه بار دیگه پرسپولیس، یه بار دیگه یه گل قشنگ

یه بار دیگه پرسپولیس، یه بار دیگه یه برد عالی

یه بار دیگه پرسپولیس، یه بار دیگه یه عشق خالص

چه بردی بود برد پرسپولیس...

به امید قهرمانی لیگ برتر و آسیا...

شاد و پیروز باشین

+ نوشته شده در دوشنبه 14 مرداد1387 10:55 بعد از ظهر توسط فاطمه |


 

نکته هايي از کتاب " نکته هاي کوچک براي زندگي بهتر " :


-
بر طبق اعتقادات خود زندگي کن .
-
خودت و ديگران را ببخش .
-
سعي کن حداقل يک بار هم که شده روش خود را تغيير دهي .
-
شجاع باشيد حتي اگر شجاع نيستيد به آن تظاهر کنيد ، کسي متوجه تفاوت آن نخواهد شد .
-
هميشه لبخند بزن ، اين کار براي تو هزينه اي ندارد اما ارزش بينهايت دارد .
-
وقت خود را بيهوده صرف کلاهبرداري نکنيد ، تجارت را ياد بگيريد .
-
براي تدبير و جرات خود دعا کن نه براي مال و ثروت دنيا .
-
پير شو اما از کارافتاده نشو .
-
غصه ي اشتباهات گذشته را نخوريد ، از آن ها درس بگيريد و بگذريد .
-
در ارتباط با افرادي که چيزي براي از دست دادن ندارند ، آگاهانه رفتار کن .
-
به ياد داشته باش که برندگان کاري را انجام مي دهند که بازندگان نمي خواهند انجام دهند .
-
فرصت ها را جستجو کن . جاي قايق در بندر امن است اما به مرور کف اش پوسيده مي شود .
-
کلمه "فرصت" را جايگزين "مشکل" کن .
-
هيچ وقت نگو وقت نداري . به تو همان مقدار زمان داده شده که به هلن کلر ، لئوناردو داوينچي ، توماس جفرسون و آلبرت انيشتين داده شده است .

شاد باشین

+ نوشته شده در سه شنبه 8 مرداد1387 4:19 بعد از ظهر توسط فاطمه |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

زندگي فقط زيبايي محض
عشق كنيد به خدا
شاد باشين و از لحظه لحظش قاب بگيرين
خودتونو دوست داشته باشين
همه دوست داشتنين
استثنا قايل نشيد
لباتون اكنده از خنده
خوش باشين


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

بهمن 1387

دی 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386



پیوندها

مجنون ترین دیوانه ات
سلام علی آل یاسین ....خیلی آرومم میکنه
طلوع دوباره
چشمای خیس من
فناوري و اطلاعات
شاخه گل شکسته
بوسه ی بارون
به نام خدایی که عشق را آفرید
تنهاترین پرسپولیسی
ٍSweet Heart
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
سکوت شب_ این یکی رو تا حالا ندیدی
عاشقای همه جوره
بدون عنوان
زیباترین جملات عاشقانه
بنام تک نوازنده گیتار عشق
کلبه ی دوستی
ساحل یخی
دختر شب
پيامك و عکس
زندگانی
مشاوره
عاشقای پرسپولیس وافشین قطبی (دوستای گلم
دختران پرسپولیس(کپه خودمه این دختر
پسر باد (جواد
همین جا
بهترین وبلاگ
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin